you know me otherwise leave there

leoninee

welcome my friends

Zamin safeh azizam

January 22, 2011 11:57PM


لبات تپل و داغن، امشب برام فوق العادن
به من این قول و دادن، بعد از اونا بیا شل کن دامن
عزیزم دیگه شب آخره، لب آخره، میخوام ازون تن لاغرت
ادا و کرکترت که من بی تو، مثل یه گولم بی کلت
پاشو لیوانت و بگیر دستت بگو چین چین
دو تایی باهم یکم گیج شیم
بیفتیم بغل هم، مثل اون شب دفعه اول هم
انگشتام بدن هر ورت لم، گرم، صاف، بدنت نرم
این شبا نریخته مثل شن و ماسه
کاش این ساعتا یهو واسه
دوست دارم دوست داری دوست داری من و
میخوایم نگر داریم با لوس بازی هم و

Go Back

ببخشید! این به همون چهارم ماه مبارک مربوط نمیشه؟
احیانا بعد از نارنجستان؟
:))



Comment